جـــوان مـیـنـابــی

جوانان شهرستان میناب
Instagram

جـــوان مـیـنـابــی

جوانان شهرستان میناب

اسلایدر

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
جـــوان مـیـنـابــی

فضایی برای معرفی هرچه بیشتر این شهر جنوبی ایران؛ همچنین تلاش برای معرفی آداب و رسوم، صنایع دستی، محصولات غذایی، کسب و کار و نوع گویش های مختلف این شهرستان به جوانان امروزی...

«مرجعی برای جوانان میناب»

۳۸ مطلب توسط «علیرضا جعفرى» ثبت شده است

مسابقه موشک آبی


مجمع جوانان میناب با همکاری پ‍ژوهش‌سرای دانش‌آموزی در نظر دارد  جهت ایجاد شور و نشاط علمی و عینیت بخشیدن به مطالب علمی فیزیک؛ مسابقه‌ای با عنوان موشک‌های آبی‌ برگزار نماید.


                                           مجمع جوانان میناب


* زمان برگزاری مسابقه: شنبه 21/12/95 ساعت 8 صبح - در محل زمین فوتبال شهرداری

* مسابقه در دو گروه پسران و دختران مقطع متوسطه برگزار می‌شود.  

* از نفرات برتر به نحو مقتضی تقدیر بعمل خواهد آمد. ( جایزه بصورت کارت هدیه اهدا خواهد شد.)

* سکوی پرتاب و پمپ باد در محل مسابقه وجود دارد.

* هزینه ثبت نام هر نفر 2000 تومان می باشد.


* برای دریافت اطلاعات نحوه ساخت و قوانین مسابقه به کانال تلگرام جوان‌مینابی www.telegram.me/javaneminabi سایت (www.javaneminabi.ir) مراجعه کنید. یا تماس بگیرید. 09374637475

 

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ اسفند ۹۵ ، ۱۶:۰۲
علیرضا جعفرى



باشگاه مطالبه‌گری جوانان میناب



« اعضای این باشگاه برای تعالی و پیشرفت میناب گام برمی‌دارند. »



تمام کسانی که عضو این باشگاه می‌شوند خود را متعهد میکنند که ابتدا پیشرفت و تغییر را در خود ، سپس در محل زندگی و اطراف خود بوجود آورند. زیرا که شاهد تغییر و تحولی در شهرمان میناب نخواهیم بود مگر اینکه خودمان را متحول سازیم!!!



بی‌تفاوتی رو کنار بزاریم تا مسئولین بی‌تفاوت نداشته باشیم. مطالبه کنیم ، بخواهیم ، همکاری کنیم.



جوانان مینابی آمادگی خودتون رو برای تشکیل اتاق مطالبه‌گری میناب اعلام کنین



#اهداف:
1- برگزاری جلسات پرسش و پاسخ با مسئولین میناب
2- پیگیری وعده‌های نماینده ، شورای شهر و مسئولین
3- دعوت از نخبگان برای ارائه‌ی راهکار
4- بسیج نیروی جوان برای انجام طرح‌ها
5- تلاش برای فرهنگ‌سازی
و...



این فرم عضویت متعلق به پروژه باشگاه فکرسازی و مطالبه‌گری وبسایت جوان مینابی (Javaneminabi.ir) است.


لینک عضویت:

yon.ir/regminab


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ فروردين ۹۵ ، ۰۰:۴۶
علیرضا جعفرى

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۵ فروردين ۹۵ ، ۰۲:۳۳
علیرضا جعفرى


نـوروز در مـیـنـاب

به کوشش سهراب سعیدی


آماده شدن برای نوروز در میناب

آماده شدن برای نوروز در میناب



نوروز از مراسم بسیار کهن ایرانیان آریایی است و آن واژه‌ای برخاسته از تاریخ ایران زمین است که به پاس نو شدن طبیعت و روئیدن سبزه و گل شروع می‌شود و در این ایام کتاب هستی اوراق خود را در مقابل دیدگان اهل خرد و نظر می‌گشاید و گردش ایام و گذرا بودن عمر را به انسان متذکر می‌شود.

نوروز عزیزترین روز سال نزد ایرانیان است به طوری که « اجرای مراسم جشن نوروز و گستردن خوان نوروزی در طول تاریخ بی‌نهایت با شکوه و جلال برگزار می‌شده است و در برخی از برهه‌های تاریخ با وجود مخالفت‌هایی که می‌شد نتوانستند این رسم و دیگر مراسم را که موجب وحدت و هویت ملی ایرانیان است از میان بردارند. » ( بیگدلی: 1383: 13)

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ فروردين ۹۵ ، ۰۱:۳۹
علیرضا جعفرى


اولین جشنواره نوروزی روستای دودو



اولین جشنواره نوروزی روستای دودو در نوروز 95 برگزار می‌شود


۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ فروردين ۹۵ ، ۲۳:۰۸
علیرضا جعفرى

دومین جشنواره گفاره



درقدیم ، آن زمان که هنوز سرامیک و موزائیک کردن کف خانه مد نشده بود ، آن زمان که هنوز برقی درکار نبود تا بوسیله‌ی اون کولر گازی گرمای خرماپز وسط تابستون جنوب رو به سرمای چله زمستون تبدیل کنه ، آن زمان که هنوز تلویزیون همدم همیشگی خانه و خانواده‌های ما نشده بود ،گُـفـاره یک ویژگی مشترک بود برای هر خانه و خانواده مـیـنـابـی!

سکویی با ارتفاع متغیـر 50 سانت تا 1و50 سانت از سطح زمین که پایه‌های اون از چوب درخت کَرَت ( پاکرغ Pakaregh ) نرده‌ها و خرک‌های اون از تنه درخت نخل ( تافال Tafal) و روانداز و صفحه‌ی محل نشستن اون از شاخه و برگ درخت نخل (سوند Sevend) درست می‌شد.

گُـفـاره ؛ یک محمل بود. جایی برای دور هم جمع شدن و با هم نشستن ، جایی برای به اشتراک گذاشتن شادی‌ها و غم‌ها ، خاطرات ، مهارت‌ها و اخبار و احوال هم.

درقدیم ، گُـفـاره باصفا‌ترین محل هر خانه بود ، اصلا صفای هرخانه بود. گنجی که با رفتن و گم شدنش در غبار فراموشی ، صفا و صمیمیت خانه و خانه‌های ما را هم با خود برد.

و اکنون ، پس از گذشت سال‌ها ، شورای اسلامی روستاهای بندزرک و کولغ‌کاشی بنا دارد با همیاری کانون فرهنگی کاروان عشق (شیخ جلالی"ره") بندزرک در قالبی نمادین و در پوششی فرهنگی ـ ورزشی تحت عنوان « جشنواره فرهنگی ورزشی گُـفـاره » غبار از چهره سنت‌ها بزداید و به احیای صفا ، صمیمیت ، شادی و دور هم بودن آن ایام بپردازد.

دومین جشنواره فرهنگی ورزشی گُـفـاره ؛ قرار است در ایام نوروز 95 در 2 بخش برنامه‌های فرهنگی و برنامه‌های رقابتی و در مکان ساحل دریای بندزرک (مهمترین تفرجگاه اهالی) به اجرا درآید تا همزمان با ورود سال جدید و حضور میهمانان عزیز نوروزی به روستای بندزرک ، وسعت این به اشتراک گذاری ، گسترده و کشوری گردد.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۱ فروردين ۹۵ ، ۲۲:۲۶
علیرضا جعفرى

 

مستند زندگی رقیه که برای اشتغال زنان میناب مبارزه می‌کند

 

 

مستند رقیه زن مینابی

 

آیا او در این مبارزه پیروز می شود؟

 

-       مینا کشاورز

 

بیوگرافی:

 

متولد 1363 شیراز. فارغ التحصیل مهندسی صنایع از دانشگاه آزاد شیراز. مینا کشاورز از سال ۱۳۸۳ به عنوان نویسنده مقاله های سینمایی فعالیتش را با بخش مستندنگاری ماهنامه فیلم نگار و روزنامه های شرق، اعتماد و کارگزاران شروع کرد. اولین فیلم مستندش را با عنوان «در انتهای یک روز کامل» در سال ۸۶ ساخت. این فیلم در جشنواره سینما حقیقت سال ۱۳۸۷ نامزد دریافت جایزه کارگردانی، بهترین فیلم مستقل و صدا شد. علاوه بر این در چند جشنواره و هفته فیلم خارج از کشور به نمایش در آمد. کشاورز به همراه تعدادی از مستندسازان، در سال ۸۸ وبسایت تخصصی سینمای مستند «و مستند» را راه اندازی کرد. آنها دو بزرگداشت برای دو مستند ساز مطرح سینمای ایران برگزار کردند. این وبسایت در حال حاضر به مدیریت پیروز کلانتری و مینا کشاورز به فعالیتش ادامه می دهد.

مینا کشاورز

 

مینا کشاورز در سال ۸۹ دومین فیلم مستندش «ناخوانده در تهران» را ساخت که اولین نمایش بین المللی این فیلم در مسابقه جشنواره فیلم مستند تسالونیکی ۲۰۱۲ بود. این فیلم بیش از ۱۰ نمایش در جشنواره های بین المللی داشته و موفق شد در ایران تندیس بهترین کارگردانی را از جشن تصویر سال ۱۳۹۰ از آن خود کند.

 

او «حرفه: مستندساز» آخرین اثرش را با کارگردانی مشترک ۶ نفر از مستندسازان زن ایران (شیرین برق نورد، فیروزه خسروانی، فرحناز شریفی، سپیده ابطحی، سحر سلحشور و ناهید رضایی) در سال ۹۳ به پایان برد. این فیلم تا کنون در جشنواره های زیادی از جمله ایدفا، شفیلد، قاهره و مومبای نمایش داشته و موفق به دریافت بیش از ۶ جایزه جهانی شده است.

مینا کشاورز علاوه بر فیلمسازی تجربه داوری در جشنواره های داخلی و خارجی را هم داشته است. که از آن جمله می توان به داوری جایزه مستند برتر سال و داوری دو دوره جشنواره فیلم کوتاه شیراز اشاره کرد. او همچنین سال گذشته داور هفتمین دوره جشنواره بین المللی Four River کرواسی بود.

او در حال حاضر مشغول ساختن ششمین فیلم مستند خود «آیا او در این مبارزه پیروز می شود؟» است که تولید آن از سال ۱۳۹۰ آغاز شده است. این فیلم در جشنواره های مختلفی در بخش پیچینگ فروم حضور موفقی داشته است. از جمله زاگرب داکس، داکیج فروم و فستیوال فیلم مسکو. این فیلم قرار است در ژانویه ۲۰۱۷ (زمستان ۱۳۹۵) آماده نمایش شود.

-       درباره پروژه:

 

 

«آیا او در این مبارزه پیروز میشود؟»

 

داستان زندگی رقیه است، زن ۳۸ ساله ای که مادر ۵ بچه است و در شهر میناب زندگی می کند. رقیه ۱۰ سال پیش کارش را در خانه با صنایع دستی شروع کرد و به دلیل تجربه تلخی که از خشونت خانگی داشت تصمیم گرفت سازمان غیر دولتی «زنان ساحل میناب» را راه اندازی کند و به زنانی که در استان هرمزگان کار خانگی می کنند خدماتی مثل بیمه و وام بانکی ارائه دهد.

رقیه زن کارآفرین مینابی

 

رقیه با دیدن وضعیت زنان دستفروش میناب تصمیم گرفت این زنان را در مکان مشخصی ساماندهی کند . طرحش را به شهرداری میناب پیشنهاد داد و با موافقت شهردار روبرو شد. او ۶ سال پیش در زمینی در حاشیه شهر میناب که متعلق به شهرداری است با سرمایه شخصی خودش بازار سنتی را راه اندازی کرد که در حال حاضر بیش از ۸۰۰ دستفروش زن در این بازار هفتگی کار می کنند. بعد از عوض شدن شهردار میناب، نزدیک به ۴ سال است که شهرداری با بالا رفتن ارزش زمین، خواهان خراب کردن بازار و خلع رقیه از سمت مدیریت بازار است. در این ۴ سال رقیه برای نگه داشتن بازار مقاومت کرده. در حال حاضر بر خلاف قراردادی که در دست دارد، شهرداری میناب از او به جرم تصاحب زمین شکایت کرده است و پرونده آن ها در دادگاه در جریان است.

 

بیشتر از ۳ سال است که ماجراهای رقیه با شهرداری، دستفروشان بازار و سازمان هایی که او برای نگه داشتن این بازار سراغشان رفته را با دوربینم دنبال کرده ام. علاوه بر زندگی کاری، رقیه را در زندگی شخصی اش، رابطه اش با فرزندانش که فکر می کنند مادرشان وقت کمی برایشان می گذارد تا همسرش که در همه این مراحل در کنارش بوده است نیز همراهی نموده ام.

 

رقیه زن کارآفرین مینابی
 

سال گذشته در جریان دعواهای رقیه و شهرداری میناب، رقیه به امید جلب حمایت، برای دیدار با معاونت زنان ریاست جمهوری راهی تهران شد. به همین دلیل بخش هایی از این فیلم در حال ساخت در قالب فیلم کوتاهی تدوین شد و برای حل مشکل پنجشنبه بازار میناب با همکاری معاونت زنان ریاست جمهوری در جلسه هیئت دولت نمایش داده شد.

 

رقیه زن کارآفرین مینابی

زنان ساحل میناب

رقیه زن کارآفرین مینابی

 

 

 

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۷ تیر ۹۴ ، ۱۲:۳۸
علیرضا جعفرى


زیور آلات مردم مینـاب (هرمزگان)



 سهراب سعیدی/ نویسنده، محقق، روزنامه نگار



 شرابـه   ( ŠAR âBE  )

شرابـه که نام دیگر آن چوک‌چگوری بوده انگشتری بزرگ مورد استفاده بزرگان و ثروتمندان بوده است که برای فخرفروشی و مباهات آن را به دست می‌کردند این نمونه انگشتر امروزه در دست مردمان میناب دیده نمی‌شود.

 

 کـری  (KARI )

کـری وسیله‌ای زینتی بوده که بیشتر مورد استفاده کودکان قرار می‌گرفته است. به این صورت که کری را به مچ پای کودک می‌بستند و چون زنگوله داشته به هنگام دور شدن کودک، مادرش از وجود او باخبر می‌شده است ؛ کری انواع و رنگ‌های متفاوتی داشته است ؛ یک نوع آن زنگوله‌دار بوده ، که چنانچه شرح آن رفت مورد استفاده کودکان است ؛ نوع دیگر آن نقره‌ای بوده که زنان اشراف و بزرگ زادگان از آن استفاده می‌کردند ، نمونه‌ای دیگر نیز موجود بوده که نگین‌دار و فیروزه‌ای بوده و این نوع بیشتر در بین طبقه متوسط جامعه‌ی  میناب رواج داشته است و بالاخره نوعی کری مسی نیز وجود داشته که فقرا از آن استفاده می‌نموده‌اند.

 

گل واختـا:   (QOLVâXTâ )

گل‌واختـا طلائی بوده که اشرفی و مهره‌های طلا به آن اضافه می‌نمودند و در مجالس عروسی به گردن نوعروسان می‌آویختند ؛ نمونه‌ای دیگر از این نوع وسیله‌ی زینتی رادگل بوده که جهت زینت زنان مورد استفاده قرار می‌گرفته است. رادگل به رنگ زرد و طلائی بوده ولی رنگ طلائی آن پس از مدتی از بین می‌رفته از این نوع گل ، در بین خانواده‌های و خانم‌های فقیر و بزرگان در مجالس شادی و عروسی از آن استفاده می‌کردند.

 

 حلقه برقع و گیر طلا: ( Halka Borka-o-Gire Talâ )

حلقـه‌بـرقـع وسیله‌ی اتصال بند به برقع بوده که از جنس طلا ساخته می‌شده و در بین بعضی از خانم‌های اشراف و ثروتمند مورد استفاده قرار می‌گرفته است ؛ کاربرد حلقه برقع در جامعه‌ی امروزی میناب نیز به چشم می‌خورد؛ امّا گیرطلا وسیله‌ای بوده که جهت نظم و آرایش موها، خانم‌ها از آن استفاده می‌کردند کاربرد این نوع گیر اینک در میناب رواج ندارد.

 

مـاه: ( Māh )

مـاه همانگونه که از اسم آن پیداست طلائی بوده که به شکل هلال ماه ساخته می‌شده است و برای بستن روی پیشانی در جشن‌های شادی و عروسی آن هم توسط زنان اشراف و بزرگان  میناب مورد استفاده قرار می‌گرفته است.

 

مریه (Moryeh) :

مریه نوعی گردنبند است که دو نوع طلا و بدل دارد؛ مریه طلا را معمولاً خانم‌های اشراف و بزرگان منطقه می‌پوشیدند و در گاهی موارد نیز به خانم‌های عمله اجازه داده می‌شد تا در جشن‌های عروسی خود ، نوع بدل آن را مورد استفاده قرار دهند.

 

 مودی: ( Mudi )

مودی یک نوع گردنبد ساده است که با یک پارچه‌ی سیاه و باریک که روی آن مهره‌های ریز و نگین‌های فیروزه ، سبز و قرمز وجود داشت درست می‌شده است. در هنگام پوشیدن - توسط خانم‌ها- این گردنبند به طور کامل به گردن می‌چسپیده است.

 

 خلخال (čalčāl) :

خلخـال بازوبندی بوده که میان آن خالی و در آن از دانه‌های ریز برای تولید صدا در هنگام بالا و پائین آمدن دست استفاده می‌شده است. جنس این خلخال نقره بود و معمولاً کاربرد آن در مجالس عروسی، شادی و رقص و پایکوبی بوده است.

 

 ریستک: ( RISTAK )

ریستَک یک وسیله‌ای زینتی بین خانم‌هاست  که  در گذشته به آخر موهای خانم‌هایی که موی فر یا کوتاه داشتند بسته  می‌شده ،  تا گیسوهای آن ها را دراز و کشیده جلوه دهد جنس ریستک از یک نوع پشم سیاه است و که آن را مانند مو می‌بافتند. و معمولاً در مراسم‌های عروسی از این وسیله‌ی زینتی استفاده می‌شده است.

 

 دلگوشـی (Delgoši) :

دل‌گوشـی چنانچه از نام آن پید است؛ گوشواره‌ای بوده است که با سوراخ نمودن لاله‌ی گوش از آن آویزان می‌شد ؛ این گوشواره طلا آنقدر بلند بوده که اندازه‌ی آن به هنگام آویزان شدن از گوش تا روی سینه‌ می‌رسیده است این گوش آویز مخصوص خانم‌های اشراف و اعیان و جهت خودنمایی و فخر فروختن آن‌ها نسبت به یکدیگر به کار می‌رفته است.

 

گلکـی: (Gelaki  )

گِلَکی نوعی گردنبند طلا است که از مهره‌های سنگی قرمز رنگ و دانه‌های اشرفی ساخته می‌شده این گردنبد دو بند کوتاه و بلند داشته که در هنگام پوشیدن دو بند آن به هم وصل می‌شده است ؛ این گردنبد طلا نیز در نزد خانم‌های ثروتمند رواج داشته است.

 

کنـری: ( Kenri )

کِنـری گوش‌آویزی است که در دو نوع طلا و برنز رایج بوده است؛ این گوش‌آویز در لاله گوش آویزان نمی‌شده و بلکه در قسمت بالاتر قرار می‌گرفته است به آخر کنری مهره‌های ریزی آویزان می‌نمودند که به آن زینت و جلایی خاص می‌بخشید ،کنری طلای مخصوص بزرگان و نوع برنزی آن مورد استفاده فقرا بود.

 

گسر (Gaser) :

گَسِـر نوعی دستبند است که  در گذشته از مهره‌های سرخ رنگ برای ساخت آن استفاده می‌شد؛ شکل این دستبند به صورت تسبیح بود که در مچ دست قرار می‌گرفت ، بجز گسر نوعی دیگر از دستبند به نام‌های نمردنما(Namardnemâ)  به رنگ‌های آبی و کهربا ، با  مهره‌های زرد و بزرگ وجود داشت که بمانند گسر جهت زینت در مچ دست قرار می‌گرفته است.

 

شستی: ( šasti )

شستی حلقه‌ی انگشتری بسیار ظریف و لوزی شکل است که در گذشته آن را در انگشت سبابه می‌کردند،  جنس این انگشتر نقره و نگین آن فیروزه بوده است.

 

نتیجه گیری:

زیورآلات یک منطقه نیز به مانند پوشاک  در اثر گذشت زمان تغییر می‌کند و نوع و گونه‌های جدید و متفاوت از گذشته وارد بازار می‌شود، که با سلیقه‌های مردم آن روز همخوانی دارد، و چون  زیورالات و پوشاک نیز جزء فرهنگ یک منطقه می‌باشد  و همواره در حال دگرگونی است باید برای اینکه آیندگان نیز از پیشینه‌ی فرهنگی شهر و محل زندگی خود آگاهی داشته باشد این  مظاهر فرهنگی را جداگانه ثبت نمود  و من با ارائه این مقاله چنین هدفی را دنبال کردم .

منابع و مآخذ :

ـ کاکاسی ،روت ترونرویل، ( 1380 )، تاریخ لباس ، ترجمه ی شیریت بزرگ مهر ، تهران ، توس .

ـ سعیدی، سهراب ، ( 1387)، صنایع دستی و پنج شنبه بازار میناب ، قم ، دارالتفسیر .

ـ سعیدی ،سهراب ، ( 1386)، فرهنگ مردم میناب ، تهران ، ائلشن .

 

نویسنده: سهراب سعیدی    سهراب سعیدی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ تیر ۹۴ ، ۲۳:۴۲
علیرضا جعفرى


اسامی روستاهای میناب

 

طبق آخرین تغییرات تقسیمات کشوری/

اختصاصی از جوان مینابی



 

آ

1)            احمدآباد

2)            احمدآباد کلیبی

3)            ارنگو بالا

4)            ارنگو پایین

5)            اره کن

6)            اسپنگون

7)            اسفند

8)            اسلام‌آباد

9)            امام‌آباد

10)                  امیرآباد

11)                  انبارک

12)                  انجیرک

13)                  انرت

14)                  اوترنگ

15)                  اودوئی

16)                  اهاخانی

ب

17)                  باباحاجی

18)                  بازیاری

19)                  باغک

20)                  باغگلان

21)                  باغونی

22)                  برنزکی

23)                  برهان

24)                  بصره

25)                  بلبلی

26)                  بن شهر

27)                  بن کرم

28)                  بن‌بست

29)                  بندر

30)                  کلاهی

31)                  بندزرک

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ خرداد ۹۴ ، ۲۰:۲۸
علیرضا جعفرى

فروچالـههای دشت مینـاب شاهکـار سو مدیریت

 

عباس زائری/ جوان نخبه مینابی

 

شهرستان میناب که زمانی به دلیل آب شیرین و فراوان و پرآبی رود آن به اسم "میان‌آب" یا میناب معروف بود ، حال به دلیل غارت‌های بی‌امان آب از دشت این شهر و انتقال آن به مرکز استان باید نام "نینـاب" را بر روی این شهر گذاشت. 

 

نیناب در گویش مینابی یعنی دیگر آبی نیست... و واقعا هم همینطور است ؛ دیگر آبی برای مردم این شهر باقی نمانده است.

 

شهرستان میناب که دیگر بهتر است از آن با همین عنوان نیناب یاد کنیم ، با وجود باغات سرسبز و درختان سر به فلک کشیده و آب‌های روان و گوارا در استان به گلستان مشهور بود که امروز دیگر از این گلستان تنها نامی باقی مانده است.

 

شهرستان میناب علی‌رغم بهره‌مندی از نعمت سد استقلال و خودکفا بودن آب ، در زمینه صنعت، کشاورزی و آب آشامیدنی به دلیل عدم کار کارشناسی و سومدیریت با وجود قرار گرفتن در کنار دریای عمان و خلیج فارس، در تامین آب مورد نیاز مردم در بخش‌های مختلف  دچار بحران شده است ، به گونه‌ای که در برخی نقاط آن زمزمه جیره‌بندی آب شرب به گوش می‌رسد.

 

آن طور که در بسیاری از محافل مطرح شده ؛ گویا بر اساس اساسنامه سد میناب ، آب استحصالی آن باید صرفا برای کشاورزی و آشامیدن شهر میناب استفاده شود و در صورت مازاد بودن به شهرهای دیگر انتقال شود.

 

اما در این راستا برای انتقال آب به بندرعباس و دیگر شهرها تمام قوانین نادیده گرفته می‌شود و آب سد استقلال میناب را با پمپاژ بالا به صورت تمام وقت به بندرعباس منتقل می‌کنند تا بلوارها، معابر و پارک‌های آنجا دچار کم آبی نشوند و همیشه سرسبز بمانند.

 

این در حالی است که وقتی از خشک‌شدن باغات میناب و درختان چند صد ساله آن سخن به میان می‌آید ، برخی مسئولان بی‌درد ، گناه این خشک شدن را به گردن مردم میناب می‌اندازند و حرفشان این است که خودتان باعث این کار شدید.!!!

 

که در پاسخ باید گفت آری ، تقصیر مینابی‌هاست که سال ها با ایثار و نجابت هر چه تمام اجازه می‌دهند آب سد که دارای ای سی کمتری است و مناسب آشامیدن و کشاورزی است به بندرعباس و دیگر شهرها انتقال داده شود و خود از آب چاه‌هایی با ای سی فوق العاده بالا که برای سلامتی مضر  بوده و باعث انواع امراض است را استفاده کنند.

 

چاه‌هایی که هر روز میزان آب آن کاهش می‌یابد و شوری آن نیز بیشتر و بیشتر می‌شود.

 

هر چه با خود می‌اندیشم این پرسش به ذهنم می‌آید که آیا افزایش درصد شورری آب در میناب برای مسئولان مهم است؟ مگر سلامتی مردمان و نابود شدن تمدن چند هزار ساله میناب مهم است؟

 

گناه مردم میناب چیست که این گونه مظلوم واقع شده‌اند و از آستانه صبر و نجابتشان سو استفاده می‌شود؟

و پاسخ را در این می‌بینم که سرسبز ماندن فضای سبز بندرعباس، قد کشیدن ساختمان‌ها و آسمانخراش‌ها و همچنین رونق صنایع غرب مهمتر از زندگی و معیشت کشاورزان و باغداران مینابـی است.

 

با نگاهی مختصر به وضوح مشخص است که در بلوارها و معابر عمومی میناب از گل و گیاه  خبری نیست و روستاها و توابع میناب برای چند روز دچار قطعی آب می‌شوند و فرونشست‌های عظیم  نفس دشت میناب را بریده و بیشتر روستاها را احاطه کرده است و این است که میناب دیگر میناب نیست بلکه نینـاب است.

 

روزگاری در جلگه سرسبز و پر آب میناب ، مردم برای سپری کردن اوقات فراغت خود به باغات پناه می‌بردند ولی اکنون کسی جرات ندارد در باغات قدم بزند چرا که با وجود فرونشست زمین و ایجاد فروچاله‌های بزرگ بر اثر شاهکاری مدیریتی هر لحظه امکان خالی شدنِ زیر پای او را دارد و ممکن است به درون یکی از این فروچاله‌ها سقوط کند ، حال مگر باغی مانده است؟ مگر مسئولان مرکز استان به جز منافع مرکز استان چیزی برایشان مهم بود؟ مگر از بین رفتن زندگی کشاورزان و باغداران میناب برایشان مهم است؟ مگر کسی به فکر است؟ 

 

ایها الامسئول ، شهر میناب در آستانه یک فاجعه زیست محیطی است ، شوری آب منابع زیرزمینی به بالاترین حد خود رسیده است...

دیوِ فروچاله بر بیش از 15 روستای این شهرستان سایه افکنده و فرونشست زمین در حال پیشروی به سمت مرکز شهر است.

باغات باصفای میناب نابود شد ، باغدارن و کشاورزان به ‌خاک سیاه نشستند ، بس است دیگر، اجازه ندهید بیشتر از این به مردم این خطه ظلم شود...     بگذارید میناب بیشتر از این نابود نشود.

برای مثال در روستای چلوگاومیشی در شهرستان میناب که با  زه‌های بالای آب و حفر کوچکترین چاله ( به اندازه 10 سانتی متر) دسترسی به آب ممکن می‌شد و حتی جالبتر اینکه به جهت بالا بودن سطح آب با عبور گاومیش از این روستا آب در مسیر رد پای آنان آب روان می‌شد امروز با حفر چاه‌هایی به عمق ۱۲۰ متر هم از آب خبری نیست.

 

نگرانی مردم شهرستان میناب از کم آبی و نبود آب آشامیدنی در برخی از روستاهای اطراف نگاه مسئولان را به عمق چاه‌های انتقال آب به بندرعباس خیره کرده است.

 

حفر چاه‌های متعدد و استخراج  بی‌رویه آب و انتقال آن به بندرعباس و دیگر شهرها یکی از مهمترین عوامل دخیل در نابودی طبیعت و محیط‌زیست میناب است در حالی که با احداث و راه‌اندازی آبشیرین‌کن مشکل تامین آب مورد نیاز شهرستان بندرعباس حل می‌شود اما انگار تا قطره‌ای آب در میناب است باید صرف بندرعباس شود.

 

تصمیم گیران ، متولیان ، مدیران ، غارت آب و ظلم بس است ؛                   بگذارید نینـاب دوباره میناب شود...

 

عباس زائری - جوان نخبه مینابی

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ ارديبهشت ۹۴ ، ۱۳:۲۶
علیرضا جعفرى